در توصیف جزیره کیشمیان شب، شب دیجور نور را دیدمکلیم طُوْر تجلّی طور را دیدمدرخت سبزِ شگفت آورِ مقدّس لوردرخت های کُنار و کهور را دیدمبه هر کرانه در آن جلوه زار رو کردمشکوه دیدومک در عبور را دیدم۱به جای جای جزیره نظام حاکم راوجود ناظم و نظم امور را دیدمتنقلات خوری های رسم گرگاعومیان حلقه ی اطفال شور را دیدم۲مُضیف ختم و غذای «صواب میّت» رافرشته فرشه ی سور و سرور را دیدم۳تلاش مردم در حال صید را آریبه روی عرشه تقلّای تور را دیدمکنار دست و دلِ نوعروس و نوزادانجفیرهای نثار و نثور را دیدم۴هزار گونه گلِ نوشکفته و تازههزار گونه گلِ نوظهور را دیدمصدای پچ پچ باران و دانه های سپیدکلام سبز سلیمان و مور را دیدمهزار منظره ی بکرِ بی هیاهو راهزار منظره ی سوت و کور را دیدمدگر چه دیدم؟ هر چه به چشم می آمد نگاه کردم، نزدیک و دور را دیدمبزرگ پرچمِ ایرانِ پاکِ اسلامیدرفش پارسیان غیور را دیدمدیار زیر زمینیِ محشرِ کاریزبه زیر سنگ حضور بلور را دیدمچه بود نغمه ی آن خطّه ی خیال انگیزکه گوشه گوشه ی ماهور، هور را دیدمبه رقم هرچه کلان شهر، هر چه خشک و خرابهوای پاک هوای نمور را دیدمبه روی طاقچه ی ذهن آن کهن خان
برچسب:
نویسنده: آتنا صمیمی
تاريخ: سه
شنبه
6 ارديبهشت
1401 ساعت: 21:35